9 ماهگی
دختر گلم این چند وقت مامان فقط مثه فرفره می چرخه از یک طرف ساعت کاریه من یک ساعت اضافه شده باید تا 2:30 بمونم سرکار حالا خوبه یک ساعت پاس دارم بعدشم که خسته میام خونه باید کارای خونه و شمارو انجام بدم بابایی هم که اصلاً کمک نمیده
آخر هفته ام همش کلاس دارم یعنی استراحت تعطیل تعطیل دلم برای یه خواب تا لنگ ظهر تنگ شده
می بینی چه مامان اکتیوی داری اولین لباس پاییزیتو واست خریدم وای نمیدونی چقدر ذوق کردم اینقده بهت میاد فندقی
چند روز پیش با بابایی رفتیم خرید نمی دونی چقدر ذوق کردی از هیجان و ذوق به هر کسی وارد فروشگاه می شد می خندیدی و دست می زدی توی چرخ خرید که گذاشتمیت که دیگه انگار دنیارو بهت دادن قربونت برم اینقدر سطح توقعت پایین مامان تفریحاتت سالم و کم خرج




اینجا مشغول بازی هستی منم یواش میام بالا سرت می گم ترمه

برمی گردی منو نیگا می کنی
بعدش می خوای بیای بغلم الهی قربونت برم مامان

ترمه در حال خواب ناز

ترمه با عمو امیر



9 ماهگی
