زایمان
جمعه شب در تاریخ 1391/11/11 با بابایی و مامانم و مامان بابایی رفتم که بستری شم اخه قرار بود شنبه صبح عمل کنم . اون شب تنها بودم یادمم رفته بود موبایلمو با خودم ببرم خیلی بد بود تنها بودم همشم استرس داشتم یه لباس بهم داده بودن بپوشم اصلا توش راحت نبودم همش نیگا می کردم کی صبح میشه ساعت تقریباً 7 صبح بود که صدام زدن واسه اتاق عمل اون موقع خیلی استرس داشتم همه خواب مونده بودن حتی بابایی نیومده بود فکرشو بکن با اون استرس تنها بری تو اتاق عمل هیچکسم بدرقت نکنه و واست دعا نکنه بدترین حسی که تو زندگیم تجربه کردم همون موقع بود ولی وقتی تو اتاق صدای گریه تورو شنیدم همه اینا یادم رفت ترمه عزیزم. تو با وزن 3کیلو 450 گرم و قد 50 سانت ساعت 7:50 دقیقه روز شنبه مورخ 1391/12/12 اومدی بوسسسسسسسسسس
اینم عکسات



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


زایمان
